دکتر کیومرث یزدان پناه درو
راهبردهای آینده قدرت در جهان نشان می دهد ، تغییرات در سطوح مختلف قدرت جهانی قطعی است.تغییر روابط قدرت که تا چندی قبل بر ایده هایی کلاسیک استوار بود، امروزه روند متفاوتی را طی می کند و در این میان مولفه های متفاوتی در حال شکل گیری است که از پدیده قدرت ، ماهیت متفاوتی را ارائه می دهد.
بر خلاف دیدگاه معروف جوزف نای در آینده ی قدرت که برتری نظامی را در قدرت جهانی نادیده می گیرد، و تحلیل مغایری با آنچه امروزه در جنگ نظامی امریکا با ایران یا جنگ روسیه با اوکراین شاهد هستیم، ارائه داده است، اصلی ترین گزینه در روابط سه بعدی قدرت ، قدرت نظامی برتر است که به طرز شگفت انگیزی آینده جهان را تحت تاثیر قرار داده است.
بعد دوم قدرت ، توان فروپاشی و یا مهار مخالفان روند جدید جهانی است که قدرتهای بزرگ برای تحقق این ماموریت سنگین و پر هزینه باز متکی به توان متفاوت و بدون رقیب نظامی و اقتصادی و سیاسی هستند.
و بعد سوم در روابط قدرت ، متکی است بر قدرت تعیین برای آینده و تصمیم استراتژیک.
این جهان متفاوت از جهات مختلف دوره گذار را سپری کرده و شواهد زیادی وجود دارد که وارد دوره تصمیم و تعیین سرنوشت شده است.در چنین وضعیتی با افزایش ریسک های ژئوپلیتیک و بر هم خوردن موازنه قدرت، مناطق پارتلندی به مانند ایران در کانون تحولات جهانی و زورآزمایی قدرت های جهانی از جمله امریکا قرار گرفته اند. روابط سه بعدی قدرت نشان می دهد امریکا برای در قدرت ماندن و تشکیل اتحادهای متفاوت راهبردهای جدیدی را تشکیل بدهد و به ایران بیش از هر مناطقی برای آینده قدرت و جولان جهانی نیاز دارد.
ضرورت راهبرد رقابت با مدعیان جهانی از جمله چین و هند و چگونگی پذیرش یا عدم پذیرش رقبا و اینکه همچنان قدرت برتر جهانی باقی بماند ، محیط درگیرانه خطرناکی را برای امریکا در مرکز محوری هارتلند ایجاد کرده است.
از سوی دیگر کنش های ضد ژئوپلیتیکی پی در پی امریکا به متحدان سنتی واشنگتن در اروپا، نشان می دهد که ایالات متحده امریکا به درکی مطمئن از جایگزینی متحدان در محیط هایی خارج از اروپا و پاسیفیک رسیده است.
و به دنبال حفظ توانمندی و اقتدار خود از طریق استفاده به موقع از قدرت برتر خود است.از طرفی دیگر ایالات متحده فعلی گرفتار مشکلاتی فوری است که به تنهایی نتوانسته آنرا حل کند که موضوع ایران یکی از این مشکلات فوری واشنگتن به حساب می آید. عدم همراهی به موقع متحدان سنتی بویژه اعضای ناتو ، امریکا را در به سرانجام رساندن برخی موضوعات فوری مثل ایران با چالش های جدی روبرو ساخته است. و شرایط را به گونه ای پیچیده کرده که هر آن ممکن است کاخ سفید را ترغیب به تصمیمی خطرناکتر از روش جنگی فعلی علیه ایران وادار کند،امریکا در کنار عدم تمرکز قدرت مرکزی در ایران که در حال حاضر گرفتار بزرگترین آشفتگی سیستمی است، به دنبال این است تا بر سلطه ژئوپلیتیکی بر مناطق شمالی خلیج فارس و دریای عمان و عقب راندن ایران از کل سواحل خودش در این مناطق ارزشمند ژئوپلیتیکی، استارت جدی ساختار جدید جهانی را با محوریت خود بزند.
از سوی دیگر در بعد سوم قدرت ، به نوعی جبر جغرافیا غالب شده و با قطعیت یافتن نقش جغرافیا در تعیین مسیر سیاست جهانی ، هر گونه طراحی جدید جهانی برای نظمی متفاوت ، مساوی است با هزینه های غیر قابل پیش بینی و غیر قابل کنترل. مساله ای که امریکا نیز به رغم بودجه سرسام آور نظامی ، از ماهیت آن وحشت دارد.
در یک ارزیابی کلی باید گفت که ایران وارد یکی از سرنوشت ساز ترین دوره های تاریخی خود شده است که شاید غمبارترین تراژدی ژئوپلیتیکی را برای این سرزمین رقم بزند و کشور ایران را مشابه عراق و سوریه و لیبی و یمن برای مدت های طولانی درگیر خود کند.جبر جغرافیا اکنون به خاص ترین شکل ممکن یقه ایران را گرفته است و ایران چاره ای جز پذیرش منطق جغرافیای خود و فاصله گرفتن از سیاست های ضد جغرافیایی خود ندارد
تاریخ انتشار خبر: یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵
نظر شما